1
کی شود این روان، من ساکن / این چنین ساکن روان که منم؟ (کنایه - مجاز)
✓
✗
2
چشمم آندم که از شوق تو نهاد سر به لحدا / تا دم صبح قیامت نگران خواهد بود (کنایه - مجاز)
✓
✗
3
ای دمت عیسی، دم از دوری مزن / من غلام آنکه دور اندیش نیست (تلمیح - ایهام)
✓
✗
4
آسمان مشتری جنس هنرها گردید / که دکان سوختم، گرمی بازار من است (تشخیص - تلمیح)
✓
✗