1
خروش سواران و اسپان ز دشت / ز بهرام و کیوان، همی برگذشت (فریاد سواران و صدای اسبان دشت، از آسمان میگذشت)
✓
✗
2
همه تیغ و گُرز و کمند آورید / به ایرانیان، تنگ و بند آورید (همه، شمشیر و گرز و طناب، بیاورید و میدان را بر ایرانیان، تنگ کنید)
✓
✗
3
به گُرز گران، دست بُرد اشکبوس / زمین آهنین شد، سپهر آبنوس (همین که اشکبوس گُرز سنگین خود را بهدست گرفت؛ زمین مثل آهن، سخت و آسمان تیره و تار شد.)
✓
✗
4
چو رُهّام گشت از کُشانی ستوه / بپیچید زو روی و شد سوی کوه (وقتی که رُهّام اشکبوس را شکست داد بهسوی کوه روانه شد.)
✓
✗