1
کجروی در کیش ما کفر است «صائب» همچو تیر/ از چه دائم در کشاکش چون کمان افتادهایم (ایهام تناسب- تشبیه)
✓
✗
2
با تهیچشمان چه سازد نعمت روی زمین/ سیری از خرمن نباشد دیدهٔ غربال را (اسلوبمعادله- استعاره)
✓
✗
3
دل چو روگرداند برگرداندن او مشکل است/ روی دل تا برنگردیده است، برگردان مرا (تناقض- کنایه)
✓
✗
4
شمع در کوتهی خویش از آن دارد سعی/ که به خاکستر پروانه رساند خود را (حسن تعلیل- تشخیص)
✓
✗
در بیت گزینهٔ «3» تناقض بهکار نرفته است. کنایه: روبرگردان ---> بیاعتنایی، ترک کردن