کدام بیت، با بیت «دانست که دل اسیر دارد / دردی نه دواپذیر دارد» ارتباط معنایی ندارد؟
1 خوش است درد که باشد امید درمانش / دراز نیست بیابان که هست پایانش
2 فکر بهبود خود ای دل ز دری دیگر کن / درد عاشق نشود به، به مداوای حکیم
3 داروی دل نمی‌کنم کان که مریض عشق شد / هیچ دوا نیاورد باز به استقامتش
4 ضایع مساز رنج و دوای خود ای طبیب / دردی است درد من که مداوا نمی‌شود