عَیّن الخَطا في الترجمة:
1 بَنَی الفِرد مُختَبراً لِیُجریَ فیهِ تَجارِبَهّ: «آلفرد آزمایشگاهی ساخت تا در آن تجربه‌هایش را اجرا کند»
2 وَلکن انهَدَمَ عَلَی رَاسِ اخیهِ الصغیر: «ولی بر سر برادر کوچکش ویران شد»
3 هذهِ الحادثةُ لَم تُضعِف عَزمَهُ: «این حادثه اراده او را ضعیف نکرد»
4 فَقَد واصَلَ عَمَلَهُ دَووباً: «پس با پشتکار به کارش رسید»