1
بَنَی الفِرد مُختَبراً لِیُجریَ فیهِ تَجارِبَهّ: «آلفرد آزمایشگاهی ساخت تا در آن تجربههایش را اجرا کند»
✓
✗
2
وَلکن انهَدَمَ عَلَی رَاسِ اخیهِ الصغیر: «ولی بر سر برادر کوچکش ویران شد»
✓
✗
3
هذهِ الحادثةُ لَم تُضعِف عَزمَهُ: «این حادثه اراده او را ضعیف نکرد»
✓
✗
4
فَقَد واصَلَ عَمَلَهُ دَووباً: «پس با پشتکار به کارش رسید»
✓
✗