مفهوم بیت «دست از مس وجود چو مردان ره بشوی/ تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی» در کدام گزینه دیده می‌شود؟ 
1 پیاله بر کفنم بند تا سحر گه حشر / به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز
2 فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی / که جز ولای توأم نیست هیچ دست آویز
3 بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت / که در مقام رضا باش و از قضا مگریز
4 میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست / تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز