- إقرأ النّصّ التّالی ثمّ أجِب عن الأسئلة بِما یُناسبُ النَّصّ «نُلاحِظُ مِئاتٍ مِنَ الشَّبابِ یَتَخَرَّجُونَ سَنَوِیّاً من الجامعاتِ و یُحاوِلونَ أنْ یَجِدُوا فُرصةً للعملِ و یَنتَظِرونَ مَن یَستَخدِمُهُم فی مکانةٍ مُناسبةٍ فلایَجِدُونَ مِهنةً تَتَعَلَّقُ بدراساتِهِمُ الجامعیّةِ فَیُصبِحُونَ بلا عمَلٍ! فمِنهُم مَن یَنقَطِعُ عَمّا تَعَلَّمَ سنواتٍ طویلةً و یَشتَغِلُ بما تَیَسَّرَ له! و بعضٌ ییأسُ عنِ العملِ فیَهجُرُ أهلَه و یَبعُدُ عن وَطنِهِ لِیَبحَثَ عنِ العَمَلِ فی بِقاعٍ بعیدةٍ فیَفقِدُ شُعورَهُ بالمسؤولیّةِ نحوَ مُجتمعِه کما یَفقِدُ المجتمعُ واجبَه نحو شَبابه! هکذا تَحدُثُ ظاهرةٌ اجتماعیّةٌ سَوداءُ تُسَمَّی البِطالة (بیکاری)!» عَیِّنِ الصّحیحَ حَسَبَ مفهومِ النّصّ:
- ترجمهی متن: «صدها تن از جوانان را میبینیم که هر ساله از دانشگاهها دانش آموخته میشوند و میکوشند فرصتی را برای کار پیدا کنند و منتظر کسی هستند که آنها را در جایگاه مناسبی بهکار گیرد، ولی شغلی را نمییابند که به تحصیلات دانشگاهی آنها مربوط باشد، پس بیکار میشوند! پس گروهی از ایشان از آنچه که طیّ سالهایی طولانی فراگرفته است، بریده میشود و به آنچه که برایش امکانپذیر است، مشغول میشود! و گروهی دیگر از کار ناامید میگردد، پس از خانوادهاش جدا و از میهنش دور میشود تا در سرزمینهایی دوردست بهدنبال کار بگردد، در نتیجه احساس مسئولیت خود را نسبت به جامعهی خویش از دست میدهد همچنان که جامعه نیز وظیفه خود را در مقابل جوانانش از دست میدهد! اینگونه پدیده اجتماعی سیاهی رخ میدهد که بیکاری نامیده میشود!» ترجمهی گزینهها: 1) هر کس احساس مسؤولیت کند، هرگز از میهنش دور نمیشود! 2) باید جوانان را در آنچه که به تحصیلاتشان ارتباطی ندارد، بهکار گیریم! 3) شماری از کسانی که دانش آموخته میشوند فرصتهای کاریای را که مناسب آنها باشد، نمییابند! 4) پدیدهی بیکاری هر ساله برای همهی دانشجویان دانشگاهها رخ میدهد!