1
ما را به آب دیده شب و روز ماجراست / زان رهگذر که بر سر کویش چرا رود
✓
✗
2
طرب سرای محبت کنون شود معمور / که طاق ابروی یار منش مهندس شد
✓
✗
3
نسیم زلف تو چون بگذرد به تربت حافظ / ز خاک کالبدش صدهزار لاله برآید
✓
✗
4
من این دلق مرقع را بخواهم سوختن روزی / که پیر میفروشانش به جامی برنمیگیرد
✓
✗
که طاق ابروی یار من مهندس او شد.