1
برون آمد از کنج مطبخ، عجوز / ز پیری به زحمت، ز سرما بهسوز
✓
✗
2
شکایت کنان، گه ز سر، گه ز پشت / چراغی که در دست خود داشت کشت
✓
✗
3
بگسترد چون جامع از بهر خواب / سبویی شکست و فرو ریخت آب
✓
✗
4
بنالید از نالۀ مرغ شب که شب / نیز فارغ نه ایم، ای عجب
✓
✗