1
نشد چشمه از پاسخ سنگ سرد / به کندن در استاد و ابرام کرد (امیدوار بودن و مقاومت)
✓
✗
2
بسی کند و کاوید و کوشش نمود / کز آن سنگ خارا رهی برگشود (تلاش برای موفّقیّت)
✓
✗
3
کاج همسایه گفت با نرمی /دوستی را نمی برم از یاد (وفادار بودن به دوست)
✓
✗
4
گرت پایداری است در کارها / شود سهل پیش تو دشوارها (آسان شدن کارهای دشوار)
✓
✗