1
زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت / کان که شد کشته او نیک سرانجام افتاد
✓
✗
2
من ز دست تو خویشتن بکشم / تا تو دستم به خون نیالایی
✓
✗
3
عجب داری ار بار حکمش برم / که دایم به احسان و لطفش درم
✓
✗
4
نیک باشی و بدت گوید خلق / بِه که بد باشی و نیکت بینند
✓
✗