1
مردیم از انتظار و رفیقان بیوفا/ آخر گذار هم به مزاری نمیکنند
✓
✗
2
سالها در کورهٔ رندی چو زر بگداختم/ حمل ناپاکی مکن بر ما که رندان بیغشند
✓
✗
3
خلقی همه را چشم حسد بر گل وصل است/ خاری که بود بر جگر مرد چه دانند؟
✓
✗
4
بی زر نتوان دامن یوسف به کف آورد/ مسکین، من محروم فقیرم چه توان کرد؟
✓
✗