1
تاریکی و ظلمت، توفیق و سازگاری
✓
✗
2
شبنم از روی برگ گل برخواست / گفت میخواهم آفتاب شوم
✓
✗
3
این فکر چنان قوی شد که ناگاه عصا برگرفت و از سر غفلت بر سبو زد، در حال بشکست و شهد و روغن تمام به روی او فرو دوید.
✓
✗
4
اندیشید که: «اگر این شهد و روغن را بتوانم به دَه درم بفروشم و از آن پنج سر گوسفند بخرم، هرماه پنج گوسفند میزایند.»
✓
✗