معنی واژه‌های «تیره‌رایی، دوال، آماس، شاب» به‌ترتیب، کدام است؟
1 سرکشی، چرم و پوست، گنجایش پیدا کردن، همایون
2 ناراستی، چرم و پوست، ورم، برنا
3 بداندیشی، لایه، تورم، جوان
4 نافرمانی، یک‌پاره، گنجایش، خجسته