«يٌقَدِّمٌ لُقمانُ الْحَكيمٌ لِابْنِهِ مَواعِظَ قَيِّمَةً، و هذا نَموذجٌ تَرْبويٌّ لِيَهْتدِيَ بِهِ كُلُّ الشَّبابِ!»:
1 لقمان حكيم به پسرش اندرزهای ارزشمندی تقديم ميكند، و اين يك نمونه تربيتی است تا به وسيله‌ی آن همه جوانان راهنمايی شوند!
2 لقمان حكيم به فرزند خويش پندهای ارزشمندی ميدهد، و اين نمونه‌ای تربيتی است تا از طريق آن همه جوانان را راهنمايی كند!
3 به پسر لقمان حكيم اندرزهای باارزشی تقديم ميشود، و آن يك الگوی پرورشی است تا به وسيله‌ی آن هر جوانی راهنمايی شود!
4 تقديم می‌كند لقمان حكيم به پسر خودش موعظه‌های گران‌بهايی، و اينها شيوههای تربيتی است تا تمام جوانان را با آن ارشاد كند!