تمايز قائل شدن بين «ماده» و «صورت» در انديشهی ارسطو، ............
ارسطو سعی داشت تا به شناخت ما از طبيعت سامان دهد و هر چيزی را سر جای خود بگذارد. او میخواست گروهها و زيرگروههايی تشكيل دهد تا همه چيز در جهان موقعيت معينی پيدا كند. ارسطو اين طبقهبندی را بهكمك تمايز قائل شدن بين «ماده» و «صورت» انجام داد. گزينهی 2: اينكه در جهان هر چيزی موقعيت معينی دارد، معلول اين تمايز قائل شدن در انديشهی ارسطو نيست؛ بلكه اين تمايز قائل شدن، كمك زيادی به شناخت اشيا میكند. گزینهی 3: «صورت»، جنبهی مشترك مصاديق يك نوع است و «ماده»، جنبهی متفاوت آنها. پس تمايز قائل شدن بين ماده و صورت هم به فهم تفاوت برخی اشيا كمك میكند و هم به فهم شباهت بعضی از آنها. گزينهی 4: اصل تمايز بين ماده و صورت قبل از ارسطو در انديشههای افلاطون كاملاً شكل گرفته بود، بهطوری كه او صورت كلی مثالی اشيا را در عالم مُثُل متحقق میدانست و اشيای مادی را بهرهمند از آن صورت مثالی تلقی میكرد. پس تفاوت انديشهی ارسطو و افلاطون در اصل تمايز قائل شدن بين ماده و صورت نيست، بلكه در اين است كه از نظر افلاطون ماده و صورت از هم جدا هستند ولی از نظر ارسطو ماده و صورت هيچگاه از هم جدا نخواهند بود.