1
چون صورت غضب شهریار بنشست و از آنچه بود آسودهتر گشت، کلمهای که لایق سیر حمیده و خلق کریم او بود، بر زبان براند.
✓
✗
2
خسرو از این سخن اعجاب تمام کرد و متعجب بماند که مگر از حول این واقعه و ترس این حادثه که او را افتاد، التماسی بدین خساست میکند.
✓
✗
3
به حسن التفات ملک ملحوظ و به انواع کرامات محظوظ گشت تا به حدی که خرس را بر مقام او رشک بیفزود اما اظهار کردن صلاح ندانست.
✓
✗
4
شیری آنجا پادشاهی دارد، چنین نگارستانی را شکارستان خویش کرده و ددان آن نواهی را در دام طاعت خود آورده و اسباب عیش در آن آرام جای، ساخته میدارد.
✓
✗
غلطهای املایی و شکل درست آنها: گزینهٔ «1»: صورت $\leftarrow $ سورت (تندی و تیزی) / گزینهٔ «2»: حول $\leftarrow $ هول (ترس) / گزینهٔ «4»: نواهی $\leftarrow $ نواحی (جمع ناحیه)