1
سرمایهٔ آگاهی گر آینهداریهاست / در ما و تو چیزی نیست نزدیکتر از دوری
✓
✗
2
به پای خویشتن میپرورد چون سایه طوبی را / لوای دولت فقر سرافراز مرا دیدی
✓
✗
3
زدیم در خم زلف گرهگشای تو چنگ / که مفلسیم و نداریم هیچ دستاویز
✓
✗
4
میشود روشن ز خاموشی چاغ عاشقان / در هلاک خویش چون پروانه بیتابیم ما
✓
✗
آرایهٔ تناقض در سایر گزینهها: گزینهٔ «1»: نزدیکتر از دوری گزینهٔ «2»: دولت فقر گزینهٔ «4»: روشن شدن چراغ از خاموشی