1
به جمال بینظيرت، به شراب شير گيرت / كه به گرد عهد و توبه نروم دگر، نگردم
✓
✗
2
كه من با تو خورم صد گونه سوگند / كنم با تو بِدان سوگند، پيوند
✓
✗
3
هزار شكر كه ديدم به كام خويشت باز / ز روی صدق و صفا گشته با دلم دمساز
✓
✗
4
ناصحم گفت كه جز غم چه هنر دارد عشق؟ / برو ای خواجهٔ عاقل هنری بهتر از اين؟
✓
✗
در بيت گزینهٔ 2 حذف فعلی صورت نگرفته است.