1
ما به فلک بودهایم یار ملک بودهایم / باز همانجا رویم جمله که آن شهر ماست
✓
✗
2
خلاص ده ز تن تیره روح قدسی را / که آن همای بدین استخوان نمیارزد
✓
✗
3
از جنون این عالم بیگانه را گم کردهام / آسمان سیرم زمین خانه را گم کردهام
✓
✗
4
چو ذَرِّه گرچه حقیرم ببین به دولتِ عشق / که در هوایِ رُخَت چون به مِهر پیوستم
✓
✗
در گزینهٔ «4» شاعر عظمت و سربلندی خود را در هوای معشوق میداند. در سه گزینهٔ دیگر جایگاه حقیقی انسان عالم معناست.