1
خواب ناز گل گرانخیز است، ورنه نالهام/ سبزهٔ خوابیدهٔ این باغ را بیدار کرد
✓
✗
2
در زبان هیچ کس زخم زبان نگذاشتم / جلوهٔ مجنون من این دشت را بیخار کرد
✓
✗
3
چند باشی در شکست کارم ای گردون، بس است/ استخوانم را هجوم زخم جوهردار کرد
✓
✗
4
سخت طفلانه است جوی شیر آوردن ز سنگ / کوهکن بیهوده جان را در سر این کار کرد
✓
✗
«کار» در این گزینه «مضافالیه» است، اما در سایر گزینهها «کرد» به معنی «گردانید» است و «بیدار»، «بیخار» و «جوهردار» مسند هستند.