1
چون میان بوستان از دوستان رفتی سخن / گاه گاهی نام خواجو بر زبان میآمدت
✓
✗
2
یک ساعتم از آن لب میگون شکیب نیست / سرمست را شکیب کجا باشد از شراب
✓
✗
3
راه دریا گیر اگر لؤلؤی عمّانت هواست / دست دربان بوس اگر تشریف سلطان بایدت
✓
✗
4
آیدم زلف تو در خواب و پریشانم از این / که بود شور و بلا دیدنِ ثعبان در خواب
✓
✗
واژههای «بوستان» و «دوستان» جناس ناهمسان دارند.