در همۀ گزينه‌ها آرايۀ «اسلوب معادله» به کار رفته است، به‌جز:
1 سيلی‌ای خاموش سازد طفل بازيگوش را  /  عقل دعوی‌دار را يك رطلِ (= پيمانه) مردافكن بس است
2 ريخت خون عالم و مژگان او خونين نشد  /  تيزی سرشار سازد پاك‌دامان تيغ را
3 از بس سبُك ز گلشن هستی گذشته‌ايم  /  نشكسته است رنگِ گُلی از خزان ما
4  در پناه بدنهادی می‌توان ايمن نشست  /  نيش، دائم پاسبان خانۀ زنبور بود