این موارد، از چه طریقی محقق میشوند؟ * تغییر ساختار سیاسی* از بین بردن آزادی افراد* پایان مبارزات عقیدتی سیاسی بشر از نظر فوکویاما
ویژگی انقلابهای اجتماعی، تغییر ساختار سیاسی جامعه است. یکی از مشکلات جوامع سوسیالیستی از بین رفتن آزادی افراد بود. در این جوامع به بهانهٔ عدالت اقتصادی، نهتنها آزادی معنوی، بلکه آزادیهای دنیوی افراد نیز از بین رفت. کشورهای غربی در نخستین نظریهپردازیهای خود، فروپاشی بلوک شرق را به شکلگیری نظم نوین جهانی بر مدار یک قطب واحد معنا میکردند. نظریههای پایان تاریخ فوکویاما همین معنا را القا میکرد. او فروپاشی بلوک شرق و شوروی سابق و غلبهٔ نظام لیبرال دموکراسی را پایان مبارزات عقیدتی - سیاسی بشر میپندارد.