1
با هيچ كس نشانی زان دلستان نديدم / يا من خبر ندارم يا او نشان ندارد
✓
✗
2
دی میشد و گفتم صنما عهد بهجای آر / گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست
✓
✗
3
از زخم زبان نیست گزیر اهل قلم را / بیچاک که دیده است گریبان قلم را
✓
✗
4
پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند / منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود
✓
✗
«گريبان قلم» در اين بيت اضافۀ استعاری و تشخيص است.