ساختن گرایی (Constructivism) به عنوان یک رویکرد چند رشتهای مکتبی جدید است که با نامهای پیاژه و ویگوتسکی قرین است. تلفیق پارادایمهای زبانشناسی، روانشناسی و جامعهشناسی از ویژگیهای این رویکرد است که در ادامه به دیدگاههای شناختی و اجتماعی به عنوان دو شاخه ساختنگرایی اشاره می شود. در نسخه شناختی ساختنگرایی، تأکید بر دانشآموز است که مفاهیم یا واقعیت را ساخته و شکل میدهد و به عبارتی دانشآموز باید خود دانش پیچیده را کشف و منتقل کند. برای پیاژه، یادگیری یعنی فرایند رشدی که مستلزم تغییر، خودتعمیمی و ساختن است و هر تجربه یادگیری بر پایه تجارب و معلومات قبلی حاصل میشود. ساختنگرایی اجتماعی بر اهمیت تعامل اجتماعی و یادگیری مشارکتی در ساختن مفاهیم احساسی و شناختی از واقعیت استوار است. سخنگوی ساختنگرایی اجتماعی ویگوتسکی است که معتقد است مفهومسازی و تفکر بهطور اجتماعی شکل میگیرد و حاصل تعاملات اجتماعی دانشآموزان با محیط است. در مفهوم «محدوده تقریبی رشد» که توسط ویگوتسکی مطرح شده، بر نقش مهم تعامل بین معلم و دانشآموزان، و دانشآموزان با یکدیگر در یادگیری تأکید میشود. «محدوده تقریبی رشد» وظایفی را که دانشآموز به تنهایی قادر به انجام آنها نیست ولی با کمک معلم، همگروهیهای توانمند و بزرگسالان خود قادر به انجام آنها میشود را توضیح میدهد. بر این اساس، باید ریشههای شناخت را در تعاملات اجتماعی جستجو کرد. طبق پاراگراف اول کدام مورد زیر در خصوص ساختنگرایی ذکر نشده است؟