1
چون نوبت به دل رسید، گِلِ دل را از بهشت بیاوردند و به آب حیاتِ ابدی سرشتند
✓
✗
2
اوّل نقش آن باشد که همه را سجدهٔ او باید کرد.
✓
✗
3
الطاف الوهیت و حکمت ربوبیّت بهسرّ ملائکه فرو میگفت: معذورید که شما را سرو کار با عشق نبوده است.
✓
✗
4
آدم به زیر لب آهسته میگفت: اگر شما مرا نمیشناسید، من شما را میشناسم، باشید تا من سر از این خواب خوش بردارم.
✓
✗