در فلسفههای افلاطون و ارسطو بهترتيب، آنچه «بودنی» ست، ............... و .............. هستند.
در نظر افلاطون آنچه «شدنی» است (امور ناپايدار)، جهان طبيعت و همهی محسوسات است و آنچه «بودنی» است (امور پايدار)، مُثُل هستند. از طرفی مُثُل، تصورات كلیِ ذهنیِ انسان نيستند، بلكه مرجع حقيقیِ اين تصورات كلی هستند. (رد گزينهی 2) در نظر ارسطو آنچه «شدنی» است، ماده است و آنچه «بودنی» است، صورت و علت صوری، همان فعليتی است كه يك شیء بالقوه در مراحل حركت خود بهدست میآورد. (رد گزينههای 1 و 3)