1
ز هر بد تویی بندگان را پناه / تو دادی مرا، گردی و دستگاه
✓
✗
2
میانش به خنجر به دو نیم کرد / دل جادوان زو پر از بیم کرد
✓
✗
3
سر و گوش بگرفت و یالش دلیر / سر از تن بکندش به کردار شیر
✓
✗
4
بزد تیغ و بنداخت از بر، سرش / فرو ریخت چون رود، خون از برش
✓
✗