1
ای غبار خاک پایت توتیای چشم من / کمترین گردی ز کویت خونبهای چشم من
✓
✗
2
من ز چشم خود ملولم کاشکی برخواستی / از درت گردی و بنشستی بهجای چشم من
✓
✗
3
میزند چشمم رهی تر آنچنان کاندر عراق / رودها بر بستهاند از پردههای چشم من
✓
✗
4
ای صبا گر خاک پای او بهدست آید تو را / ذرهای زان کوش، داری از برای چشم من
✓
✗