1
گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد/ بسوختیم در این آرزوی خام و نشد
✓
✗
2
جهان پیر است و بی بنیاد،از این فرهادکش فریاد/ که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم
✓
✗
3
جان بی جمال جانان ، میل جهان ندارد/ هر کس که این ندارد ، حقا که آن ندارد
✓
✗
4
سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند/ همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند
✓
✗
کام به معنای میل و آرزو و خواسته است که واژه آرزو در گزینه (1)و واژه میل در گزینه های (3)و(4) وجود دارد.