در كدام گزينه آرايۀ «تشخيص» به‌كار رفته است؟
1 عشق آمد و بیرون در افکند چو نعلین  /  از خلوت اندیشهٔ من هر دو جهان را
2 چو گل شکفت محال است غنچه گردد باز  /  به هیچ حیله نگردد دل پریشان، جمع
3 دلدار گفت لوح دل از نقش من بشوی  /  گفتم که تلخ از آن لب شکرفشان مگوی
4 من قدم بیرون نمی‌یارم نهاد از کوی دوست  /  دوستان معذور داریدم که پایم در گل است