اگر به فرض، سلسلۀ علتها و پدیدآورندهها تا بینهایت ادامه پیدا کند، چه نتیجهای خواهد داشت و چنین قیاسی در مورد حرکت یک ساعت، چه نقشی را به عنوان علتِ نخستین روشن میسازد؟
اگر فرض کنیم هر موجودی باید قبل از آن موجودی باشد تا آن را پدید آورد و این سلسله تا بینهایت پیش رود، هیچگاه هیچ موجودی پدید نخواهد آمد. به عنوان مثال، در یک عدد ساعت، ممکن است دهها چرخدنده وجود داشته باشد که هریک باعث حرکت دیگری شود. چرخدندهٔ اول، چرخدندهٔ دوم را میچرخاند و چرخدندهٔ دوم، چرخدندهٔ سوم را و ... . اگر به حرکت این چرخدندهها دقت کنید، متوجه خواهید شد که «موتور درون ساعت» علت اصلی حرکت این چرخدندههاست که آن موتور برای حرکت خودش، نیاز به هیچ چرخدندهای ندارد و علتِ نخستینِ حرکت ساعت است.