ابیات زیر با کدام بیت قرابت مفهومی دارد؟ «ظالمی را خفته دیدم نیمروز /  گفتم این فتنه است خوابش برده به آن که خوابش بهتر از بیداری است  /  آن چنان بد زندگانی مرده به»
1 چون ز فتنه گران تهی شد جای  /  پیش خود فتنه را نشاند ز پای
2 عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت  /  فتنه انگیز جهان غمزۂ جادوی تو بود
3 چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت  /  که یک دم از تو نظر بر نمی‌توان انداخت
4 ور تو بنشسته‌ای مکن فرهی  /  زان که تو فتنه‌ای نشسته بهی