1
گوهر امانت بود که در صدف امانت معرفت تعبیه کرده بودند.
✓
✗
2
میان موج میرقصید در آب / به رقص مرگ، اخترهای انبوه
✓
✗
3
به حرص ار شربتی خوردم مگیر از من که بد کردم / بیابان بود و تابستان و آب سرد و استقصا
✓
✗
4
بر مصطفی بهر رخصت دوید / ازو خواست دستوری امّا ندید
✓
✗