1
نزدیک او نشسته جوانی گشاده طبع / باصورتی بدیع و زبانی سخن گذار
✓
✗
2
نه ترسی نفس ظالم را ز بیم گوشمال تو / نه بیمی اهل باطل را ز عدل حق گزار تو
✓
✗
3
باچون تویی معامله بر خویش منت است / از شکوه توشکرگزار خودیم ما
✓
✗
4
شدم سپاسگزار خود از شکایت شوق / زهی ز من به دل بیغمش سرایت شوق
✓
✗