1
آب كم جو تشنگی آور به دست / تا بجوشد آبت از بالا و پست
✓
✗
2
آدمی در عالم خاكی نمیآيد بهدست / عالمی ديگر ببايد ساخت و ز نو آدمی
✓
✗
3
توسنی كردم ندانستم همی / كز كشيدن تنگتر گردد كمند
✓
✗
4
بگفتا دل ز مهرش كی كنی پاک / بگفت آنگه كه باشم خفته در خاک
✓
✗