1
عندما بَلغت هیلن من العُمر تسعة عشر شهراً،: هنگامی که هیلن به نوزده ماهگی رسید،
✓
✗
2
أُصیبَت بِحُمَّی صَیَّرتها طفلة عَمیاء،: به تبی دچار شد که کودکی نابینا گردید،
✓
✗
3
فأرسَلها والداها إلَی مؤسّسة اجتماعیّة للمُعوَّقین،: پس پدر و مادرش او را به مؤسسهی اجتماعی معلولان فرستادند،
✓
✗
4
إستَطاعت معلّمة هیلن أن تُعلِّمها حروف الهِجاء! معلم هیلن توانست که حروف الفبا را به او بیاموزد!
✓
✗
صَیَّرَتها: او را گردانید (او را کودکی نابینا گردانید)