در ابيات زير از خيام، معنای ظاهری «مصراع اول»، «مصراع دوم» و «بیت دوم» (مصراع سوم و چهارم) بهترتيب با انديشهی كدام اشخاص، بيشتر قابل تطبيق است؟ كم كن طمع از جهان و میزی خرسند / از نيك و بد زمانه بگسل پيوند می در كف و زلف دلبری گير كه زود / هم بگذرد و نماند اين روزی چند
كلبيان كه ديوژن معروفترين آنها بود معتقد بودند: « خوشبختی واقعی در برخورداری از رفاه و آسايش يا قدرت سياسی يا حتی سلامت نيست. خوشبختی در صر فنظر كردن از همهی امور زودگذر است و چون سعادت واقعي وابسته به پديدههای موقتی و اتفاقی نيست، همگان میتوانند با همت خود به آن دست يابند.» پس ديوژن و ديگر كلبيان با «مصراع اول» و «مصراع دوم» كه توصيه به بیتفاوتی نسبت به امور موقتی دنيا میكنند، موافقاند و با «بیت دوم» ( كه توصيه به غنيمت شمردن امور زودگذر میكند، مخالفاند. (رد گزينههای 2 و 4) از نظر رواقيان كه زنون مؤسس مكتب آنها بود «سرنوشت انسان امری حتمی است و تغيير نمیپذيرد؛ لذا بايد هرگونه سختی را در زندگی قبول كرد و از هيچ حادثهای نبايد برآشفته شد. نه خوشبختیها بايد متانت و آرامش را متزلزل سازد و نه حوادث و تيرهروزیها بايد عنان اختيار از كف بربايد. برای رواقيان هيچ رويدادی چه خوب چه بد اهميتی نداشت و سعادت در تسليم شدن به قضای روزگار بود.»، پس رواقيان هم با «مصراع اول» و «مصراع دوم» موافقاند. اپيكور با اينكه «لذتمحور» بود ولی میگفت: «وقتی ما میگوییم که «لذت» يك خير اصلی است، از لذات شخص هرزه و عياش يا كسانی كه در لذت و كامرانی شهوانی فرورفتهاند سخن نمیگوييم.» گرچه شخص اپيكور تفكر و منش پارسايانهاي داشت ولی پيروان او بعد از وی (اپيكوريان بعد از اپيكور) لذات نفسانی را معتبر داشتند و فلسفهی او را به انحطاط كشانيدند. حتی امروز هم به آن گروه كه لذت را منحصر در لذت حسی و نفسانی میدانند «اپیکوری» ميگويند. پس اپيكور و پيروان همعصرش برخلاف اپيكوريان بعد از وی، با پيام ظاهری «بیت دوم» كه عياشی و فرورفتن در لذات زودگذر است، مخالف بودند. (رد گزينهی 3) تذكر: در اين سؤال، معنای ظاهری شعر خيام مورد نظر بوده است نه مقصود حقيقی او.