در سرودهٔ زير كدام واژه‌ها به‌صورت استعاری به‌كار رفته‌اند؟ «بخز در لاكت ای حيوان كه سرما/ نهانی دستش اندر دست مرگ است/ مبادا پوزه‌ات بيرون بماند/ كه بيرون برف و باران و تگرگ است» 
1 برف- باران- تگرگ
2 حيوان- مرگ- سرما
3 حيوان- تگرگ- برف
4 باران- مرگ- برف