در سرودهٔ زير كدام واژهها بهصورت استعاری بهكار رفتهاند؟ «بخز در لاكت ای حيوان كه سرما/ نهانی دستش اندر دست مرگ است/ مبادا پوزهات بيرون بماند/ كه بيرون برف و باران و تگرگ است»
هرگاه موجود بیجان يا جانداری غير از انسان مورد ندا و خطاب قرار گيرد، يعنی از نظر دستوری منادا باشد، از نظر آرايههای ادبی تشخيص است؛ مانند «حيوان» و اگر يكی از اعضای بدن انسان (دست، پا و ...) و يا حالات و ويژگیهای انسان (خنده، گريه، غم و شادی و ...) بهغير انسان نسبت داده شود، «تشخيص» است؛ مانند واژهٔ «دست» كه به سرما و مرگ نسبت داده شده است و هر تشخيصی، آرايۀ استعاره نيز است.