1
همه شب دیده برهم نبسته و مصحف عزیز برکنار گرفته و طایفهای گرد ما خفته
✓
✗
2
آب، این روح مذاب امید و زندگی، ضلال و نیرومند و شتابان میرفت.
✓
✗
3
کژال بهدنبال او زمین را خویش میکشید. ههژار آن سمت قروه بود.
✓
✗
4
دورهای که بزرگترها معمولاً با حصرت و آه از آن یاد میکنند.
✓
✗