1
ای آنکه به اقبال تو در عالم نیست / گیرم که غمت نیست غم ما هم نیست؟
✓
✗
2
دلم از صحبت شیراز به کلی بگرفت / وقت آن است که پرسی خبر از بغدادم
✓
✗
3
نرگس مست نوازش کن مردم دارش / خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد
✓
✗
4
شدم آب، چون شمع و در خود فسردم / که تصویر صبحی به منظر ندادم
✓
✗
وقت آن است پرسی خبر از بغدادم: وقت آن است که خبر من را از بغداد پرسی.