1
با رخ و زلف تو دل را روز بازار امشب است ... تا در این سودا برآید جان شیرین بر لب است
✓
✗
2
دلم که چون سر زلف تو میرود بر باد ... به دام عشق درافتاد هر چه بادا باد
✓
✗
3
مکن ملامت دردیکشان بادهپرست ... که جای عقل نباشد دماغ عاشق مست
✓
✗
4
تو بر در دریّ و دیدهٔ بدخواه بر در است ... بر در چه باک دشمن اگر دوست در بر است؟
✓
✗
ردیف: ـ / واژگان قافیه: «بادهپرست» و «مست» / حروف اصلی: «ـَ ست» / قاعده: (2) (مصوّت + صامت + صامت)