با توجه به این که مجرد تصور یک ماهیت کافی برای حمل و اتحاد مفهوم وجود با آن نیست، کدام مسئله فلسفی را اثبات مینماید؟
جملهای که در صورت سوال آمده است در چه موقعیتی میتواند طرح شود؟ در زمانی که به دنبال اثبات مغایرت وجود و ماهیت در ذهن هستیم. در کتاب درسی ما روش ارائه دلیل چنین است که فرض میکند که وجود و ماهیت مغایر هم نیستند و بعد فرض میکند که اگر مغایر نباشند و عین هم باشند پس با به یاد آوردن تصور ماهیت باید بلافاصله وجود آن نیز به خاطر بیاید یعنی با به یاد آوردن خصوصیات ققنوس (شکل و رنگ و ....) بلافاصله وجود داشتن ققنوس نیز باید تصور شود. در حالی که ما میدانیم که ققنوس وجود ندارد.پس تصور هر ماهیتی دلیل بر اثبات وجود آن ماهیت نیست.پس یا گزینه 3 صحیح است و یا گزینه 4. گزینه 4 اشاره به مغایرت این دو در خارج (یعنی واقعیت) میکند که صحیح نیست پس گزینه 3 صحیح است. (نام دیگر مغایرت وجود و ماهیت، زیادت وجود بر ماهیت است.)