مفهوم حکایت «عامل شهری به خلیفه نبشت که دیوار شهر، خراب شده است، آن را عمارت باید کردن. جواب نبشت: شهر را از عدل، دیوار کن و راه‌ها از ظلم و خوف پاک کن، که حاجت نیست به گل و خشت و سنگ و گچ.» با کدام گزینه ارتباط کامل‌تری دارد؟
1 ظلم و عدل از اشارتش حیران / ظلم گریان و عدل از او خندان
2 ظلم را بندد به‌جای عدل کار / عدل را داند به‌سان ظلم عار
3 گر نشود عدل نگهبان ملک / ملک مزین‌شده ویران شود
4 ز عدل شاه سر خود چو مار، کوفته یابد / کسی که خانه‌موری به‌ظلم ویران کرد