هر دو آرایۀ نوشته شده در مقابل همۀ گزینه‌ها درست است، به‌استثنای:
1 روزگاری بود با هم کفر و ایمان جنگ داشت  /  صلح داد آن زلف و عارض، کفر و ایمان را به هم (پارادوکس ـ تضاد)
2 ما از در او دور و چنین بر در و بامش  /  باد سحری می‌گذرد، باد حرامش (جناس همسان ـ واج‌آرایی)
3 ناگشوده گل نقاب، آهنگ رحلت ساز کرد  /  ناله کن بلبل که گلبانگ دل افگاران خوش است (ایهام ـ تشخیص)
4 چون مراد دل و جانم تویی از هر دو جهان  /  از تو دل برنکَنم، تا دل و جان است مرا (جناس ناهمسان ـ تشبیه)