کدام گزینه در بردارندۀ پاسخ درست و کامل پرسشهای زیر است؟ الف) چرا در محاسبۀ تولید کل جامعه باید از محاسبۀ ارزش کالاهای واسطهای صرف نظر کرد؟ ب) کدام مورد یکی از اقلام تشکیلدهندۀ تولید ناخالص داخلی است؟ ج) در چه روشی از طریق حاصل جمع مبالغ مزد، اجاره، سود متعلق به تمامی خانوارها تولید کل جامعه محاسبه میشود؟ د) در رابطه با شروط محاسبه و سنجش فعالیتهای تولید اعم از تولید کالاها و خدمات در حسابداری ملی کدام مورد نادرست است؟ ه) در برگیرندۀ این اقلام درآمد: درآمد حقوق بگیران، دستمزدها، درآمد صاحبان سرمایه، درآمد صاحبان املاک و مستغلات، درآمد صاحبان مشاغل آزاد مربوط به کدام یک از شاخصهای تحلیل شرایط اقتصادی است؟
الف) نظر به این که «ارزش کالاهای واسطهای» در بطن و درون «کالاهای نهایی» است. در محاسبۀ «تولید کل» جامعه باید از محاسبه ارزش کالاهای واسطهای، صرفنظر و فقط کالاهای نهایی را محاسبه کنیم، در غیر این صورت، ارزش کالاهای واسطهای در واقع دو بار محاسبه شده است، یکبار بهصورت بخشی از ارزش «کالاهای نهایی» و یکبار بهصورت مستقل. ب) چنانچه هدف، «تولید داخلی» باشد باید تمام خدمات و کالاهای تولید شده در داخل کشور و در طول یکسال، چه تولید مردم خود آن کشور و چه تولید خارجیهای مقیم کشور محاسبه شود. ج) با علم به اینکه هر آنچه در کشور تولید شده و درآمدی کسب شده نهایتاً بین عوامل تولید تقسیم شده است، جمع زدن همۀ اجزای آن «مزدها، سودها و اجارهها» درآمد همه بازیگران و فعالان اقتصادی «داخلی و ملی» تولید کل محاسبه میشود. به این روش محاسبه «روش درآمدی» میگویند. د) یکی دیگر از شروط محاسبه و منظور فعالیت تولید یا خدماتی در حسابداری ملی، تولید در محدوده مکانی معینی صورت گیرد، زمان، یکی از شروط نیست که منظور تولید «داخلی و تولید ملی» است. ه) درآمد ملی در برگیرنده مجموع درآمدهایی است که در طول سال نصیب ملت میشود، این درآمدها عبارتند از: درآمد حقوق بگیران «دستمزدها»، درآمد صاحبان سرمایه «قیمت خدمات سرمایه»، و درآمد صاحبان املاک و مستغلات «اجاره»، درآمد صاحبان مشاغل آزاد، و سودی که نصیب «شرکت یا مؤسسهها» میشود.