معنی واژۀ «کام» در کدام بیت متفاوت است؟
1 گوهر قیمتی از کام نهنگان آرند / هرکه او را غم جانست، به دریا نرود.
2 اهل ناز و کام را در کوی رِندی راه نیست / رهروی باید، جهان سوزی، نه خامی بی‌غمی.
3 مادر سنگ دلت تا زنده است / شهد (= شیرینی) در کام من و توست شرنگ (= زهر)
4 چو بیند کسی زهر در کام خلق / کی‌اش بگذرد آب نوشین به حلق؟